امروز: ۲۲ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۵:۴۴
کد خبر: ۲۰۰۲۲
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۹
کیمیا نیوز: نفت در جهان امروز تنها در مهندسی و اقتصاد خلاصه نمی شود. نفت به کالا، مسئله و موضوع راهبردی بدل شده است و با تاریخ، سیاست، محیط زیست، روابط بین الملل، جامعه شناسی، مطالعات فرهنگی و بسیاری از رشته های دیگر ارتباط تنگاتنگی دارد.
به گزارش کیمیا نیوز، دوری و عدم توجه به مسائل مختلف نفت، محصولات این صنعت را، اگر چه بر اساس مهندسی، زمین شناسی و ... پایه گذاری شده اند، آنچنان که باید، به بار نمی نشاند. غفلت از شئون مختلف نفت و نگاه صرفا مهندسی به آن، مدت هاست که در دنیا منسوخ شده و دانشمندان، متخصصان و کارشناسان حوزه های مختلف، شئون دیگر نفت را در جهت رشد و توسعه و بهره برداری عقلانی و متناسب با نیازهای دنیای امروز، مورد توجه خاص خود قرار می دهند.
 
تاریخ تحولات نفت نیز به عنوان یکی از رشته های مرتبط با صنعت نفت جایگاه قابل توجهی دارد و البته در کشورمان نیز تاحدودی به آن پرداخته اند. محققان و تاریخ نگارانی چون خسرو معتضد نیز به مسئله نفت توجه نشان داده‎اند. نام خسرو معتضد با تاریخ معاصر ایران پیوند خورده است. چهره ای که حتی ناآشناترین مردم با تاریخ، او را به نام تاریخ دانی ایرانی می شناسد.
 
وی چندی پیش در گفت و گویی درباره کتاب «خون خاک» که نخستین چاپ خود را در سال ٩٥ تجربه کرده است، می گوید:   
 
«هفت تا هشت سال برای نگارش این کتاب وقت گذاشته ام تا اثری کامل در روایت تاریخ نفت ایران داشته باشیم و برای ملت ایران هم تازگی داشته باشد. با مطالعه این کتاب می فهمیم که مسائل پیرامون نفت ایران چقدر پیچیده بوده است، تمام  مسائل نفت، از سفرهای رضاخان و تشکیل آبادان و ساخت پالایشگاه در خون خاک آمده است.»
 
«خون خاک» آن چنان که نویسنده اش ذکر می کند، تاملی است بر هفتاد سال تاریخ نفت ایران و جلد نخست آن در شانزده فصل تنظیم شده است.
 
در بخشی از پیشگفتار کتاب آمده است: «عقربه زمان چرخید و چرخید و دو سال بعد به سال ١٣٢٩ رسید. موج نفت، ایران خسته و خفته را تکان داد و بیدار کرد. من و امثالهم از گذشته‎ها و ماجرای امتیاز دارسی و قرارداد ١٩٣٣ خبر نداشتیم، در آن زمان غوغای نفت تازه و کم کم برخاسته بود و چشم و گوش من کودک نوآموز کلاس سوم دبستان ابتدایی طوسی در دروازه شمیران را هم پر کرده بود. نام‎هایی مانند، رزم آرا، دکتر مصدق، آیت الله کاشانی، دکتر مظفر بقایی، حسین مکی، ابوالحسن حائری زاده و شعار نفت باید ملی شود، جمعیت ضد استعمار شرکت های نفت جنوب، حزب ایران، حزب زحمتکشان ایران، همه جا طنین انداخته بود، همه جا صحبت از نفت بود.»
 
نویسنده در فصل های اول و دوم جلد نخست تلاش دارد تا پیشینه تاریخی از نفت در جوامع شرقی و غربی ارائه دهد. این دو فصل حاوی اطلاعاتی جذاب درباره استفاده اقوام گوناگون، ایرانیان، و اروپایی های از نفت از زمان باستان تا قرن هجدهم است.
 
فصل سوم که «تب قرن نوزدهمی نفت فراگیر می شود» نام دارد، به روند کشف نفت، نخستین حفاری ها و خط سیر صنعت نفت در امریکا پرداخته است. در بخشی از این فصل آمده است «در سال ١٨٦٠ تعداد ١٥ پالایشگاه نفت در حال فعالیت بودند. دستگاه تقطیر معروف به «کتری چای» ساختاری شامل یک استوانه آهنین و یک لوله بلند که مانند تغلیظ کننده عمل می کرد، داشت. ظرفیت این دستگاه ها از یک الی ١٠٠ بشکه در روز تعیین شده بود.»
 
در پایان این فصل روزشمار دقیقی از اتفاقات مهم نفتی در جهان تهیه شده است.
 
فصل چهارم کتاب کوشیده است تا تصویری جامع از ریشه های کشف و ظهور نفت در ایران ارائه دهد. جای جای این فصل، حاوی نکته هایی است که به سبک و سیاق معتضد، شاید برای نخستین بار به چشم مخاطب می خورد. نکته هایی که فصل مذکور را بسیار خواندنی کرده است. در بخشی از این فصل آمده است «شاید برای بسیاری از خوانندگان این کتاب جای شگفتی داشته باشد، چگونه ایران، کشوری که صاحب معادن بی پایان نفت بود، به جای شناسایی منابع نفت خود و بهره برداری از آن، ابتدا حدود شصت هفتاد سال خریدار و مصرف کننده نفت قفقاز یعنی سرزمینی بود که در دهه های اول تا سوم قرن نوزدهم آن را از دست داده و کشوری زورمند، امپریالیست و تاراجگر آن خطه را جزو متصرفات و مستملکات خود در آورده بود. می توان گفت ایران از دهه ٧٠ قرن نوزدهم میلادی تا دهه ٤٠ قرن بیستم همچنان خریدار و مصرف کننده نفت قفقاز ، مستملکه روسیه تزاری و سپس یکی از سرزمین های زیر سلطه و فرمانروایی اتحاد جماهیر جماهیر شوروی سوسیالیستی بود.»
 
فصل پنجم کتاب «اگر نفت روسها به ایران نرسد، ایران در تاریکی مطلق غرق خواهد شد» نام دارد که به مقدمات کشف نفت در ایران می پردازد.
 
اما فصل ششم کتاب با نام «آیا می دانید ایران نفت دارد؟» به شکلی محققانه و روایت گونه تمام ماجراهای کشف نفت در ایران را می کاود. این فصل می کوشد تا ضمن استنادهای قوی و علمی خود، برای علاقمندان و خوانندگان عمومی تر خود نیز بهره داشته باشد. در بخشی از این فصل آمده است « از اولین گزارش های معتبر در خور اعتماد در مورد نفت ایران که به وسیله بیگانگان تهیه شده است،باید به گزارش جامع آرتور جیمز هربرت، دبیر دوم سفارت انگلیس در تهران اشاره کرد. در این گزارش که جزو اسناد پارلمان انگلستان نگهداری می شود و آقای دکتر احمد سیف، استاد دانشگاه های انگلیس آن را یافته و به فارسی برگردانده است، به چاه های نفت ایران که در استرآباد، و گیلان و شمال ارومیه و دزفول و بین آذربایجان غربی و بین النهرین و به ویژه در سرزمین بختیاری بین دزفول و شوشتر و سوسا و در دالاکی، میان بوشهر و شیراز قرار داشت، اشاره شده است»
 
«مردی به نام ویلیام ناکس دارسی و امتیاز نامه شصت ساله اش» عنوان فصل هفتم از کتاب خون خاک است. در این فصل آغاز ماجرای قرارداد نفتی دارسی آشنا می شویم، قراردادی که پس از صد و چند سال، همچنان از مباحث قابل توجه تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران محسوب می شود.
 
در بخشی از این فصل درباره دارسی نوشته شده «دارسی با شم محافظه کارانه خود ابتدا تصمیم گرفت ناظران متخصص و آگاهی را به ایران اعزام دارد تا شخصا بروند و تحقیق و معاینه کنند ببینند گفته ها و نوشته های دمرگان باستان شناس تا چه حد واقعیت علمی و عملی دارد و آیا نفت ایران قابل استخراج هست یا خیر. او دو زمین شناس معتبر و شناخته شده به نام های بلز و دالتون را برگزید و به ایران اعزام داشت. دو کارشناس به ایران آمدند، به مناطقی از غرب و جنوب غرب کشور رفتند و گزارش مساعدی دادند. در حقیقت آنها از خانقین تا شوش را مورد تفحص و تحقیق قراردادند. »
 
این فصل البته دارای اسناد بسیار مهمی نیز هست که ضمیمه شده اند.
 
فصل های هشتم، نهم، دهم و یازدهم کتاب به نام های «دو چاه بی فرجام در باختر ایران»، « از غرب به جنوب غربی، از چاه سرخ به نفتون»، « نه واقعا این بوی گاز طبیعی است، به نفت رسیدیم» و«دارسی، از واقعیت تا افسانه» به طور دقیقی ماجرای دارسی را به عنوان محور اصلی خود مورد واکاوی قرار می دهند. جای جای این چهار فصل، مستند است و هر گونه ادعایی در کتاب، سندی را ضمیمه خود دارد. البته در کنار ماجرای اصلی، وقایع فرعی مهم و زیادی دیگری نیز در این سه فصل مطرح شده اند.
 
فصل های دوازدهم، سیزدهم، چهاردهم، پانزده و شانزدهم جلد نخست کتاب «خون خاک» به عنوان مقدمه ای به ماجرای شیخ خزعل در خوزستان می پردازد. ماجرای خیانت باری که به یکی از رویدادهای حائز اهمیت تاریخ معاصر کشور مبدل شده است.
 
البته در ضمن پرداختن به این ماجرا، در این پنج فصل به طور ریشه ای با تاریخچه ساخت پالایشگاه آبادان و نحوه تاسیس اش نیز آشنا می شویم. در بخشی از فصل دوازدهم کتاب آمده است «شرکت قصد داشت در ساحل خلیج فارس تصفیه خانه معظمی احداث کند، همینطور به بخش وسیعی از اراضی خوزستان نیاز مبرم داشت، اما فئودال قدرتمند خوزستان، شیخ خزعل ،خود قدرتی عظیم محسوب می شد. او که مدتی بعد داماد نظام السلطنه مافی یکی از دولتمردان مقتدر ایانی شد، در کاخ باشکوهی که در محلی به نام فیلیه احداث کرده بود زندگی می کرد، خود را به هیچ وجه کمتر از یک سلطان نمی دانست و برای بساط خود تفنگدار و اسب سوار و شترسوار و چند قبضه توپخانه سنگین و سبک و زرادخانه معظمی فراهم آورده بود.»
 
همچنین در بخشی از فصل سیزدهم کتاب نیز آمده است «قرار بود پالایشگاه نفت آبادان با ظرفیت اولیه ١٢٠ هزار تن در سال افتتاح شود، اما دنیا به نفت احتیاج داشت. ٨ سال بعد تا سال ١٢٩٩ شمسی ظرفیت آن به یک میلیون تن رسید. در سال ١٢٨٩ ساختمان پالایشگاه آبادان آغاز شد و سه سال بعد به پایان رسید. سال بعد نخستین خط لوله را از مسجد سلیمان به آبادان کشیدند. تلمبه های نصب شده در این خط را از نوعی برگزیدند که بخار آب آنها را به حرکت در  می آورد. »
 
در میان آثار تاریخی و پژوهشی نوشته شده درباره صنعت نفت در ایران، می توان «خون خاک» را یکی از برترین آنها دانست. کتابی جامع که می تواند مورد استفاده دانشجویان تاریخ معاصر، جامعه شناسی، علوم سیاسی خصوصا گرایش مسائل ایران و مطالعات خاورمیانه باشد.
خبرفارسی
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۲۹ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۲
0
0
سلام
از کجا میتوان این کتاب را تهیه کرد؟
نام:
ایمیل:
* نظر: